انشای دوم من

 

انشایی با این کلمات بنویسید: 

 ساعت ، پنجره ، آسمان ، آهو ، صورتی ، لباس

من امروز ساعت هشت از خواب بیدار شدم.پنجره ی اتاق را باز کردم . آسمان خیلی آبی و قشنگ بود. مادر توی اتاق آمد و به من گفت : دخترم می خواهیم با هم به یک باغ وحش برویم. من خیلی خوشحال شدم و خیلی زود لباس صورتی ام را پوشیدم و از اتاق بیرون رفتم. وقتی از اتاق بیرون رفتم با مادر و پدرم سوار ماشین شدیم و به باغ وحش رفتیم.

وقتی به آنجا رسیدیم حیوانات خیلی قشنگی را دیدم .چند تا خرگوش را دیدم که خیلی قشنگ بودند.چند تا آهوی خیلی خیلی زیبا دیدم.چند تا پرنده ی زیبا دیدم و... .

 

Animal136Animal297Animal290Animal66

وقتی به خانه برگشتیم از مادر و پدرم تشکر کردم و گفتم :حیوانات خیلی زیبا بودند .  مادرم به من گفت: دخترم از از چه حیوانی بیشتر خوشت آمد؟ من جواب دادم:آهوها.

دیگر شب شده بود، من به پدر و مادرم شب به خیر گفتم و رفتم خوابیدم.  

 

/ 2 نظر / 17 بازدید

عالی بود ، موفق باشید

طنین

لایک