یک روز خوب تابستونی

 

روز هایی که بابام سرکار نمی ره خیلی خوبه.دیروز هم یکی از آن روزها بود.

با یکی از همکارای بابام که باهاشون خیلی ارتباط داریم رفتیم پارک نهج البلاغه.اونا یه دختر تقریبا اندازه من دارن و یه پسر تقریبا اندازه هومن.اسم دخترشون سها و اسم پسرشو محمد حسین که همه به جز هومن بهش میگیم محمد.تازه هومن دیروز بهش گفت امیر محمد حسین.

حالا بگذریم.

پارک خیلی خوش گذشت.یه کمی همدیگه رو اذیت کردیم اما بازم خوب بود.

خیلی دلم برای سها تنگ شده بود.شیش ماه بود همو ندیده بودیم.

وقتی می خواستیم برگردیم اونا اومدن خونه ما.تو خونه هم خیلی خوش گذشت.من و سها باهم کلی بازی کردیم.

 

ایجاد 500 فضای پارک خودرو در فاز دوم بوستان نهج البلاغه

   

 

       می خوام این جا از بابا جونم تشکر کنم که مارو برد پارک

/ 4 نظر / 17 بازدید
ارمغان جون

فکر می کنم از این پارک خاطره ی خوبی داری??

ارمغان جون

من از این پارک خاطرات بدی دارم????????

ارمغان جون

به دلایلی??

ارمغان

نه من چیزی از تو یادنمی گیرم ?? چون هرچی از تو یادبگیرم بدرد نخوره????????