برادر من هومن

                      

 

به نام خدا

سن هومن سه سال ونیم است.اون چهار سال از من کوچکتره.هومن به (ر) می گوید( ل)

من برادرم راخیلی دوست دارم.گاهی باهومن منچ بازی می کنم اون خیلی خوب می تونه شماره های تاس روبخونه.

مرتب هم از مادرم می پرسد: ساعت چنده؟

یک روز وقتی پرسیدساعت چنده مامانم گفت:شیش.هومن با شیطنت گفت: «شیش؟ پس بکار!»

 

            

/ 8 نظر / 11 بازدید
کوشا

حوصله برادرتو هم داری؟؟راستی اگه دوست داشتی یا مقاله ای خواستی به وبلاگم یه سر بزن.

خاله

سلام سارا گلی از دختر خاله ات سها هم بنویس[نیشخند]

خاله

[قلب]من و عمو علی و سها هم تو رو خیلی خیلی دوست داریم. البته سها خواهر و برادر داره تو و هومن خواهر و برادرش هستید.

[عصبانی]

عمو جواد

خیلی با حال بود .بخصوص شیطنت هومن.دلم برای همتون تنگ شده .دوستون دارم عمو جواد

مامان سوری

دختر گلم خاطره ی قشنگی بود. از اینکه بچه های خوبی مثل شما دارم خوشحالم ,امیدوارم هومن هم مثل تو وقتی بزرگتر شد موفق باشه.

زهرا یدی همدانی

سارا جان خیلی قشنگ بود.