مهتاب صفری

فکر کنم تو ماه آذر بود که ملینا سادات علوی از مدرسه مون رفت.اما یکی دیگه اومد که اسمش مهتاب بود.

اولش خیلی ازش خوشم نمی اومد ولی حالا بهترین دوستمه.من و مهتاب به همه چی می خندیم.مثلا چند روز پیش یه نفر  (طنین) دلمه آورده بود.ما وقتی اونو دیدیم از خنده غش کردیم.از اونجا به بعد به همه چیز میخندیدیم مثلا مثل لبو،چغندر و... .

اگر شما هم چیزی به ذهنتون می رسه بنویسید

/ 8 نظر / 21 بازدید
بهار

[قهقهه]

مهتاب جونی

سارا تو رو خدا سال بعد بیا این مدرسه[هورا]

مهتاب جونی

[ناراحت][گریه]

مهتاب جونی

سارا دیروز اون جمله ای که بهم یاد داده بودی خیلی به دردم خورد[نیشخند]

پارمیدا احد نژادو یادته ساراااااااااااااا????????????????????????????????????????

از خودت بدت بیاد

نوشته اولش ازش خوشم نمیومد

مهتاب

آره مهتابم