بلاخره تولدم شد

وااااااااااااااااااااااااااای  بالاخره دیروز تولد گرفتیم  خیییییییلی خوش گذشت

  اول اسم مهمونامونو میگم  مثل پارسال بود  خالم اینا

 بودن  خانوم نوفرستی و خانوم معینم که دوستای مامانمن اومدن  خالم یه دختر

 6 ساله داره که اسمش سها هست و یه پسر داره که 2 ماه شه و اسمش فرداده  

 خانوم نوفرستی یه دختر و پسر دوقلو داره که اندازه ی منن و اسم دخترش یاسمن و

پسرش یاسین هستش  خانوم معینم یه پسر 7 ساله داره  کیکم خیییلی

قشنگ بود  روش پر از ماهی پلاستیکی

بود حالا کادو هامو میگم  مامانم بهم یه حوله ی خیییییییییلی قشنگ هدیه

داد  بابام بهم 15 تا کتاب داد که همشون ماله یه مجموعه بودن و من عاشق اون

مجموعه بودم  داداشیم هومن بهم یه عروسک خرسی خوشگل صورتی داد که منم

اسمش رو گذاشتم امیلی  دخترخالم سها بهم یه عروسک خرسی داد که اسم این

یکی رو گذاشتم هلو عروسکی که سها داد بنفش بود  فرداد بهم یه لباس خییییلی

قشنگ داد که الانم که دارم این مطلب رو مینویسم تنمه  یاسین و یاسمن هم بهم

یه سوییشرت و شلوار قشنگ دادن  صالح  پسر خانوم معین بهم یه بازی فکری

داد که از صبح هرچی سعی کردیم نتونستیم کشفش کنیم مامانی و آقاجونم نبودن

ولی هدیه شون بود  اونا بهم یه دستبند و گوشواره و گردنبند دادن با یه لباس خیلی

خوشگل  خلاصه خیلی خوش گذشت  میخوام همین جا از مامان جونم به خاطر

زحمت هایی که کشید تشکر کنم

 

 مامان جون خیلی ممنون

/ 0 نظر / 38 بازدید