انشای سوم من

 

انشایی با استفاده از این کلمات:

چشمش ، خطرناک ، زندگی ، حوصله ، دقت ، خورشید

من و پدر و مادرم در یک خانه ی کوچک زندگی می کنیم. امروز صبح زود وسایلمان را جمع کردیم و به خانه مادربزرگ رفتیم.وقتی سوار ماشین شده بودیم من با دقت و با حوصله از پنجره ی ماشین بیرون را نگاه می کردم و از دیدن خورشید لذت می بردم.یک دفعه مادرم چشمش به یک روباه خیلی زیبا افتاد و او را به من نشان داد. من به مادرم گفتم:می شود روباه را به خانه ببریم؟ مادرم جواب داد : نه عزیزم روباه خطرناک است.روباه خیلی میکروب دارد اگر آن را به خانه ببریم مریض می شویم.

 

وقتی به خانه ی مادر بزرگ رسیدیم من به مادر بزرگ گفتم که توی راه یک روباه زیبا دیدم.آن روز به من توی خانه ی مادر بزرگ خیلی خوش گذشت.ما آن شب توی خانه ی مادر بزرگ خوابیدیم و مادر بزرگ شب برایم یک داستان زیبا گفت.

نایت اسکین

 

/ 8 نظر / 37 بازدید
محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم ơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơ امام صادق عليه السلام فرمودند: هيچ فرشته‏ اى در آسمان ها و زمين نيست مگر اين كه مى ‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگر عروج كنند و از آنجا اوج گيرند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111 ơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơơ

هستی

خوب بود

مبینا

Not bad[تایید]

محدثه

آفرین دختر خوب[لبخند][گل][وحشتناک][نیشخند][چشمک][گل][فرشته]

دودو خان

انشاش مذخرف بود [سبز][سبز][سبز]شوخی کردم بد[خنده][خنده][خنده] نبود ولی می شد بهتر از این هم باشه[قلب][دلشکسته][دلشکسته][دلشکسته]

ستاره

اصلا خوب نبود.چچچچچچچچچررررررررررررتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

طنين

اعلى بود البته به ترم مى شد [قلب]

hasan mokhtari sang dehi

خوب بود میتونستی از این بهتر هم بنویسی به وبلاگ ما هم سر بزن [تلفن]